/ 77 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هما

شرمنده نفیس جای من حساب کردی يادم رفت پولتو بهت بدم ... ميارم برات

بانو

کاش می شد با تو رفت .. با تو گم شد .. توی يک راه دراز .. در دل جنگل سبز .. و رها شد ز همه بود و نبود .. صبحدم ديده به روی تو گشود .. با تو از عطر چمن عطر اقاقی سرمست .. کاش می شد با تو رفت .. با تو گم شد .. // از ۱۶-۱۵ سالگی هر وقت خراب می شدم اين شعره رو ذکر می گرفتم .. يادم رفته بود .. چه خوب شد که يادم اومد .. خيلي وقته دست و دلم به نوشتن نمی ره. از همه معذرت. يا کسی که جای حق نشسته.

ايمان نعمت الهی

سلام ..اينجا هم مثل وبلاگ من هر چند ماه يکبار به روز ميشه..دلم تنگ شده ..منتظرم...

ايمان نعمت الهی

فرسنگ ها دورتر از نگاه آفتاب ، پشت كوه هاي سر به فلك كشيده ي انتظار ، اينجا تو سكوت سرد آسمون ،ييلاق چشم هاي منه ،برهوتي از محبت ، دور تا دور من سراب مه آلود گريه هاي شبونه ست ،اينجا وسعت تنهايي منه

یکتا

سلام نفیس ... خوب باشی دختر ...

شاهين

اينجا چقدر شلوغه صاحبش خيلی مهمون داره ! سرش سلامت ...

سمير

سلام در فراسوي اين شب و در اين لحظات تنهايي و تاريكي كه همه را خواب ناز در برگرفته و آسمان را آرامشي وصف ناپذير، بعضي ها هم هستند كه شايد به دردي و يا غمي آسودگي خاطر را از دست داده و بجاي اينكه در بستر خواب مأوا گرفته باشند سر در گريبان انداخته و لحظات تنهايي خويش را كه با تاريكي شب همراه است ، در فكر چراها و بايدها به انتظار سپيده دمان خواب را به فراموشي سپرده ، گويا كه خطِ گذشتهِ ديروز را در مسير چشمانشان در حال ، گذران مي بينند كه خود اين حكايتي است كه تا خود در آن حال و وضع قرار نگيري توصيفش چون داستان آن مردمان هندي است كه در اتاقي تاريك بر شناسايي فيلي بر آمده بودند كه چون هر كدام از طريق حواس ،‌ معرفت كسب مي كرد فيل را آنچنان وصف مي كرد كه حواسش درك كرده بود ، پس در باب اين مطلب سخن بايد كوتاه كرد كه اكنون مرا طاقت اين سخنان نيست هرچند كه سخن تسكين است براي دلي كه مدتيست هدف دردهاست ولي امان و افسوس از حرف و سخني كه در اين باقيست و راه به جايي ندارد كه سرنجامش را از همان الف آغازش مي توان حدس زد كه اين نيز خود درديست ازهزاران درد ديگر ... ولي يادمون نره كه ..امید همان جهت راه است نه تمام را

شيدايی

حسبی الله لا اله الا هو عليه توکلت و هو رب العرش العظيم ........ گاهی وقتا هر کاری می کنه که طفلکیاشو برگردونه سمت خودش بغل کنه ... نازشون کنه ... تو گوششون آروم بگه غصه نخورن ... هست ... خیلی هم هست ... بی اندازه هست ...

ندا

سلام امیدوارم موفق باشی منم متولد اردیبهشت هستم به کلبه منم سری بزن