اعلی ...

يا علی گفتم و سر نی بر مرکب سرخ زدم که سيراب باشد و حلال.
بريدم گلوی نازکش به رسم قربانی و سرخ قلم جاری شد بر سپيد ورق.
و بعد خواستمتان که چشم ببنديد که باز خط نخورد مشقم به لرزش دل :

ا /الف تحرير .. سه نقطه ..
ع /هلال روشن شب هجدهم حجه الوداع و موج تبدار تپه ماهورهای باديه ..
ل  /دست دليل خدا علم بروی پشته های زين ..
ی /شکستهء پيشانی نور و قوس سرکش چاه های غدير ..

- تمام ...

(بلند گفتم و آهسته چشم گشوديد و از دنيا رفتم)

- خطتم که مثل چشمهات بانو .......
فقط نمی گيرم .. کنار اين« علي» ت..  يه چيزی اضافه س انگار ..
مشق الف تحرير می کردي؟ ..

- نه عزيز .. مشق نه ..
دلم انگار رضا نداد ..
من .. اينجا کنار تو و ..
علی .. تنها .. بی خميدهء قامت بی بی ..

/ 37 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هاله

بانو جان سلام! نوشته هايت رو خيلی دوست دارم و دلم می خواد هر وقت که بهت سر زدم متن های فوق العاده ات را بخوانم. راستی يه پيشنهاد کاست های فرمان فتحعليان را گوش بده به خصوص آلبوم مست و خراب به علی نزديکترت می کنه. پر انرژی باشی. می بينمت.

masood

سابوليک.خوب راست و حسينی ما اومتيم خون کنيم.مردونه شيش تا خفن ادم هم بيروون واسادن هالا وصفشونو ميگم اما گفتن جوجه اتپياتی تو برو حرف بزن.قمه که اومد وسط ما بيايم.والاتا جايی که ما يادمون از بلاد فرنگ همون چی چی اهان المان آب نبات قيچی وارد ميکردن و خيلی هم که مايه ميذاشتن شوکولات نه سوژه خندهء لوطی جماعت. اصلا زنگ زدم گفتن مدرک باطل کنن ينی اصلا ديگه اونجا به سيد جماعت بالای ليسانس مدرک نميدن.خفت ميکنن کتک ميزنن به جاش.ده نشد که بيان اينجا شاخ بشن شلوغ کنن ما نباشيم برن که هالا شنيدن ما رفتيم توبه بازار اين طوری کردن شما خيالت نباشه.اصلا رحيم صفوب رو زنگ زدم فرستادم هزار کيلومتر مرزايشرقی مملکتو ببنده ببينم کی ميخواد از ژاپن وارد شه....اخه دهن ادمو باز ميکنن آبجی چار تا جوجه باطريی فوفولی.من به شخصه شاخشو ميبرم جای چوب لباسی ميزنم تو اتاق شما عبرت بشه واسه اين و اون.گفتم حاج رحيم تو غيرت نداری و مملکت اين همه بی صاحاب شده که....گفت خواهشا شما ندا نده من خودم نيم ساعت ديگه با شهاب چهار و مصباح پنج اونجام.ادامه.

masood

اه نفيس کامنت دوم رو که عصر گذاشتم بالا نيوومد انقد شاکی شدم که زدم به چاک جعده.داشتم ميگفتم اون شيش تا هم اين طوريا نيستنا خيلی ادمای فرهنگييی هستن مخصوصا تو دولت کريمه....کتا يه کتی..کلاها مخملی.سه تا دکمه پيرنا باز موی سينه بيروون.شيکم رو کمربندی.سيبيلا آويزوون.لب و لوچه ريخته.چشا ور قلمبيده.زير شلوار پارچه ايی شلوار کردی و زير شلوار کردی قمه يه متری تو غلاف. پاشنه کفشا خوابيده .دور مچ دسمال يزدی زيرش تيزی کار زنجون دسته صدفی و استخونی.....خدا رحمت کنه آقا سيدو مرد شريف و زحمت کشی بود .يه چيزايی ازسرش گذشت که قيمتش شد پول خودنش طفلک ميخوام بدم از راه اهن تا اکبر مشتی تجريش سر هر کوچه خيابونی براش حجله بذارن.اما خوب خووب نکرد قبول کن.منم به بچه ها گفتم که فقط دو سه تا خط مثل دفتر مشق شيک و با کلاس اما مثل اين که دو سه تا خط انداختن خراب شد با پاک کن افتاد به جون صورتش اين ريختی شد شرمنده.....ميخوام شاخشو که بچه ها برام اوردن خوشگلش کنم بيارم بزنم تو اتاقت واسه چوب رختی عبرت بشه برا حضرات...دهه....سه روز داد نميزنی شلوغ ميشه.اين داد دوم.دو تا ديگه داد دارم.

اعظم

من از سکوت شبانگاه.. بی تو می ترسم.......... بيا به رسم رفاقت کنار من بنشين.......

خرس

سلام و عرض ادب خوبی؟

پيمان

سلام دوباره نفيس بانو باز هم پيدامون شد ديگه مهمون قهر کرده قبول ميکنين؟ بعده اين همه وقت خوب ميدونی که تقصير من نبوده اين درس بذاره يکم نفس ميکشيم

masood

طرحو تو بلاگ نميزنی؟

ایمان نعمت الهی

خدايی کن ای مه گناهم ببخش...در آغوش هستی پناهم ببخش....گناهم گرانست و عشقم گواه ...گناه مرا بر گواهم ببخش....سلام منو ببخشيد مدتی به علت مسافرت نبودم ...و تشکر از لطفی که به من داشتي ....مشق عشق نوشتيم مثل بچه های بد گوشه های دفتر مشقمون شعر سياه کردم و ترانه هديه دادم و امروز من موندم و دفتر کاهی مشقم و هزار خط دلتنگی شايد اين نوشته های شاعرانه رو هيچ کسی ندونه چرا گوشه های دفترم کشيده شدن و چقدر بخاطر اين کار جريمه شدم جريمه جريمه ...باز هم مشق نه ميخوام عادت کودکانه ام رو بشکنم نميتونم کمکم کنيد

کرگدن

مثل ما دو تا ؟؟؟!!!!!!!

آسمان

نفيسم،گلم،عزيز دلم،عيدت مبارک...فردا اگه دعا کردي منو يادت نره...