پاييز .. مبارک ..


آسمان عاشق تر از هميشه .. نا اميد<?xml:namespace prefix = o />


چشم بست .. بغض كرد .. چهره در هم كشيد


دلش گرفت .. ابر شد .. غريد


آه كشيد .. باد شد .. وزيد


چشم گشود .. چيزى شبيه اشك .. برق زد .. چشمه ى چشم جوشيد


 


زمين به گوشه ى چشم و ديده ى عقل .. درد آسمان فهميد


به شرم .. چهره گلگون گشت .. خون به صورت دويد


گلگونه هاى سرخ .. سوزان ز شرم و عشق .. داغ از تب و اشتياق و ناز .. برفروخت


رنگش ز رخسار پريد


راز دلش به گوش آسمان رسيد ...


دل آسمان تپيد .. جوشيد .. قطره هاى شوق چكيد


 


زمين مستانه خنديد


گيسش به ناز .. افشان به هر كنار .. به دست باد رسيد


هياهوى باد در خواب خوش گيسوانش پيچيد


گلگوشه هاى گيسوان .. از داغ شرم ريخت


 


در لحظه اى عظيم .. برگها و اشكها .. همعنان و همزمان .. بر شانه هاى عشق و گونه هاى داغ رسيد


پيرهن گلستان شد .. تب رفت .. سرخى ز گونه ها گريخت .. جامه از برگ بركشيد


كسي دوباره به جهان روح زندگى دميد


 


در اين ميان .. آرام و بي صدا .. در افق .. جايى ميان سحر بوسه هاى داغ زمين و آسمان .. در دفتر حياط .. 2 نام تازه نوشته شد:


باران به وزن عشق


پاييز به رسم عيد!



***


اين نوشته تقديم به ۳ تن (فراموشيم از شوق ديدار صالح بود .. معذرت .. يه عالم )o:p>


*بانوی مهر من .. نعيمه ی کودکی .. نعيم امروز .. خوب صميمی ی عزيز هميشگی .. تصور مجسم مهر و ماه و آسمان ..


*پدرم .. مهر مسلم زندگی .. چشمان به رنگ پاييزش .. زيباترين خاطره ی دنياست .. و طنين کلماتش .. تسکين تلاطم تمامی لحظات ..


*همسفر پاييزی امروز .. به مهرانه ..


/ 41 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
maman

از محبتتون ممنون ...در مقابل قلم قشنگتون ... اجازه بدين من هم با پسرم همراهی کنم ( البته اگه قابل بدونه ) ... خيره بمونم...

ماني

سلام . يه سر بهم بزن . تازه آپديت کردم . خوشحال ميشم . به اميد ديدار .

علیرضا

سلام دوست عزيز.حرف اخرم رو اپديت کردم .خوشحال ميشم که باز هم افتخار بدين و به وبلاگم سر بزنيد.به اميد ديدار مجدد شما ...

ستاره سحر/شیفته

سلام . فرا رسيدن ميلاد منجی عالم بشريت مبارک . پنجره ی قلب منتظران رو به آسمان بی کرانت گشوده است تا به یک اشارت تو ؛ غبار و اندوه غیبت از دلها برخیزد و چشمها به تماشای باران ظهور بنشیند . خدایا ! شب هجران را به یمن ظهور ماه کاملش کوتاه کن که شب پرستان همچنان چشم بر صبح صادقش بسته اند و ما منتظران ؛ طلوع خورشید جمالش را نزدیک می دانیم .

حيات خلوت

سلام خواهريه من...ديشب گفت که کجا بودين..حرم عبدالعظيم...عجيب نيست؟! با لباسی ابی برو... با همسفر پاييزی... خودش خواست و من فقط گفتم... يادت باشه رنگ اسمون به تن کنی... جای من يا علی هم بگو.... بگو دلم چه قدر تنگ زيارتشه... راستی همون جا فالوده رو....!! فدای دل پاکت ابجی:) يا علی

میثم

سلام همسایه...که سحر نزدیک است...این ترانه رو براتون نوشتم تا باشه اینجا...شاید ما هم یه سهم کوچولو داشته باشیم تو این اتفاق عظیم...ترانه مال ناصر عبد اللهیه...از آلبوم هوای حوا...راستی...بانو اجازه؟...دست یه سینه اگر وایسیم...سرمون هم پایین بگیریم...راهمون میدید؟...

میثم

یکی از همین روزای گمشده/ یکی از همین روزای بی نشون/ تو همین ثانیه های دریه در/ تو همین دقیقه های نیمه جون/ تو میای، میای به دادم میرسی/ تو میای تا گریه خوابم نکنه/ شب خستگی به روزم نرسه/ صبح آیینه جوابم نکنه/ تو همین شبای بی تو بی سحر/ تو میای ستاره در به در نشه/ تو میای آینه آروم بگیره/ شب عاشقا با گریه سر نشه/ تو که بودنت امید زندگی/ تو که دیدنت دلیل بودنه/ از تو گفتن، اسم و رسم عاشقا/ از تو خوندن همهء عشق منه/ از تو خوندن همهء عشق منه/عمریه پنجره های خونمو، به هوای دیدنت وا میکنم/ توی نقره ریز اشک و آینه/ تورو گم نکرده پیدا می کنم// تورو گم نکرده پیدا می کنم...

میثم

...ديگه جرات نمی کنم به لينک دونيه اينجا نگاه کنم...

سید مجید

والله العزيز. الهم عجل لوليک الفرج. ميلاد منجی عالم بشريت مبارک. التماس دعا.

آسمان

سلام نازنین خانومی من!عیدت هزاربار مبارک.امروز نمیدونی چه حالی دارم.پر از شوقم.پر از عشق.گوش کنی صدای فرشته ها رو میشنوی که دارن هلهله میکنن.عیدت مبارک عزیزم.